سایت شهدای نخبه و دانشجو

اسماعيل سليمي

مشخصات شهید

  • نام: اسماعیل
  • نام خانوادگی: سلیمی
  • نام پدر: علی محمد
  • تاریخ تولد: دوشنبه, 20 خرداد 1330
  • شماره شناسنامه: 434
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: تهران
  • تاریخ شهادت: یکشنبه, 01 آذر 1360
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مهندسی مکانیک
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: عضو جهادسازندگی

زندگینامه

شهيد اسماعيل سليمي در غروب يک روز گرم بهاري در خانواده‌ای متوسط در جنوب شهر تهران به دنيا آمد اولین پسر خانواده بود و اسمش را اسماعیل گذاشتند در کودکی بازیگوش و درعین‌حال کنجکاو و دقیق بود در پايان 6 سالگي به مدرسه تدين رفت و در آنجا علاوه بر پدر و مادر آموزگاران شايسته نيز به تربيتش همت گماشتند در دوران دبیرستان بعد از فراغت از درس در جلسات ديني و سخنرانی‌هایي حاضر می‌شد و امام خمینی را به‌عنوان مرجع تقلیدش انتخاب نمود در سال‌های آخر دبیرستان اغلب شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و با دوستانش مشغول مطالعه و بحث بود.
دوران سربازي را در دهکده دورافتاده آذربايجان به تدريس سپري نمود و درعین‌حال بازهم از مطالعه و تماس با دوستان حتی دوستان خارج از کشور غافل نبود و ارتباط خود را دز زمینه اسلامی _سیاسی با آن‌ها محکم‌تر می‌نمود. پس از طی دوره سربازی در رشته مهندسي مکانيک دانشگاه به تحصيل مشغول شد در طي اين دوران چندين بار به‌وسیله مأموران ساواک دستگير گرديد هر بار پس از مدتی بازجویی چون مدرکی به دست نمی‌آمد مجبور می‌شدند آزادش کنند، روزی تعداد زیادی کتاب به خانه آورد و گفت «من و دیگر برادرانم تصمیم گرفته‌ایم از این کتاب‌ها محافظت کنیم تا بعدازاین که اوضاع روبه‌راه شد آن‌ها را به دانشکده برگردانیم» از اواخر سال 56 که مبارزات علنی بود اسماعیل هم فعالیتش آشکارتر شد شب‌ها بچه‌های محل را در ماشین وانتی سوار می‌کرد و به مسجد قبا محل فعالیت‌های شهید مفتح می‌برد. مرتب اطرافیان خود را برای شرکت در راهپیمایی و جلسات و خلاصه هر آنچه در پیشبرد انقلاب اسلامی کمک می‌نمود در همه صحنه‌ها حاضر بود.
پس از پيروزي انقلاب در نهادهای انقلاب مشغول به کار شد او طور داوطلبانه در کمیته‌های انقلاب اسلامي مشغول به کار شد در زمان دولت موقت به دلیل انتقاداتی که به دولت آن زمان داشت وارد مشاغل اداری نمی‌شد. با شروع به کار دولت شهيد رجائي به جهاد سازندگی مرکز گام نهاد. او مسئول گروه آب‌رسانی جهاد سازندگي بود و بر طرح‌ها و نحوه توزيع شبکه‌های آب‌رسانی روستاهای کشور نظارت داشت اکثر روزهای پنج‌شنبه روزه می‌گرفت وزندگي بسيار ساده‌ای داشت.
ازآنجاکه برادر شهید اسماعیل لحظه شهادت به همراه آن بزرگوار بودند نحوه شهادت وی را این‌طور بیان می‌کنند:
در تاريخ 1360/9/1 به‌اتفاق برادرم اسماعیل و یکی از اعضای جهاد در خیابان پیروزی حرکت می‌کردیم یک‌باره موتورسیکلتی به ما نزدیک شد و دستمالی را از شیشه راننده به داخل ماشین انداخت اسماعیل از صدای مخصوص افتادن جسم به کف ماشین‌رو به من کرد و گفت اشهدت را بخوان که منافقین نارنجک انداخته‌اند، سپس به‌سرعت نارنجک را برداشت و خواست آن را از پنجره به بيرون پرتاب کند اما احساس کرد اگر نارنجک را بیرون بیندازد چندين نفر را به شهادت خواهد رساند که در همين حين نارنجک در دستش منفجر شد و دستش قطع گرديد و تکه‌های نارنجک نيز باعث شهادت وي گرديد؛ و نابینا شدن عضو دیگر جهاد و همین‌طور زخمی شدن پای من گردید.

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور