سایت شهدای نخبه و دانشجو

منوچهر كلانكي

مشخصات شهید

  • نام: منوچر
  • نام خانوادگی: کلانکی
  • نام پدر: شعبان
  • تاریخ تولد: چهارشنبه, 07 اسفند 1336
  • شماره شناسنامه: 1480
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: پاسگاه شيخ صله
  • تاریخ شهادت: پنج شنبه, 17 مهر 1359
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مهندسی مکانیک
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: پاسدار

زندگینامه

شهيد منوچهر كلانكي در 1366/12/24 متولد شد. در دوره كودكي به سمت اسلام گرايش داشت و از مفاسد موجود در جامعه رنج می‌برد. شهيد در دوران نوجواني در منزلشان کلاس‌های قرآن و نماز جماعت برگزار می‌کرد. هميشه نمرات درسش بالا و خوب بود و همواره در حال مطالعه بود (کتاب‌های نهج‌البلاغه، قرآن و...) تا اينكه در دانشگاه قبول شد. در دانشگاه نيز تحت پوشش تعاوني مصرف به همراه ساير دوستان همچون شهيد شمسی‌پور اقدام به فعالیت‌های انقلابي می‌نمود و در سال‌های قبل از انقلاب، منوچهر با پسردايي شهيدش «علی‌محمد كلانكي» گويي از قفس آزادشده بودند. منوچهر در دوره انقلاب هنگامی‌که با علی‌محمد از تظاهرات برمي‌گشتند، تصادف كردند. منوچهر خانه‌نشین شد و علی‌محمد در روز انقلاب چاقوي بزرگي همراه با يك شيشه كوكتُل مولوتُف و نان و خرماي موجود در خانه را برداشت و راهي جهاد شد. وقتی‌که از خانه خارج مي‌شد، با صداي مصممي گفت: من پادگان عشرت‌آباد را خوب بلدم و اين آخرين سخنان او بود. زيرا او شهيد شد و منوچهر را تنها گذاشت؛ و در دوران انقلاب هنگامی‌که از تظاهرات بازمی‌گشت تصادف کرده و خانه‌نشین شد.
بعد از انقلاب وارد سپاه شد و بعد از 5 ماه به همراه محمد منتظری به سوریه رفت و همه ما را به خواندن قرآن سفارش نمود. بعد از بازگشت از سوریه در 3 فروردين سال 1359 پيشروي سپاه پاسداران جوانرود آغاز شد و او با يك گروه چهل‌نفری از رزمندگان در مدت يك هفته و با سختي فراوان يعني روزها جنگيدن و پيشروي کردن در کوه‌ها و شب‌ها نگهباني دادن و باوجود كمي آذوقه، منطقه‌ای به عمق 120 كيلومتر را از دست كفّار به درآوردند و آن منطقه را پاک‌سازی كردند؛ و به پاسگاه شيخ صله رسيدند. اين پاسگاه در مدت 2 سالي كه خالي از کارکنان مانده بود، به خرابه‌ای مبدل شده بود.
    منوچهر هیچ‌گاه به غذا و لباس و استراحت اهميتي نمي‌داد. پس از مدتی بچه‌هایی كه طاقت ماندن در پاسگاه شيخ صله را نداشتند رفتند و فقط 7 نفر باقي ماند. كشاورزان آن منطقه كه آن قدرت را از پاسداران انقلاب ديدند و چون خواهان امنيت بودند، به عضويت سازمان پیش‌مرگان مسلمان كرد، شاخه‌ي جوانرود درآمدند و به حفاظت آن پاسگاه كه بازسازی‌شده بود مشغول شدند. تا یک‌شب كه فرمانده‌ي پايگاه و 4 پاسدار ديگر جهت انجام كاري، به كرمانشاه مي‌روند. دشمن به پاسگاه حمله مي‌كند، تعداد دشمنان، متجاوز از 300 نفر بود؛ اما پاسداران و پیش‌مرگان بيش از 120 نفر نبودند. آن شب حمله از جانب دشمن بسيار قوي بود. در آن درگيري دست منوچهر به‌وسیله تير مجروح مي‌شود. دستش را مي‌بندد و باز به جنگ ادامه مي‌دهد و همراه با ديگران با مقاومت فراوان، دشمن را وادار به عقب‌نشینی مي‌كنند. آن شب 2 نفر از گروه دشمن مي‌آيند كه خود را به سپاه معرفي كنند وامان نامه بگيرند. يكي از 2 نفر را از پشت مورد هدف قرار مي‌دهند ولي آن نفر دوم خود را به‌زحمت به سپاه رسانيده وامان نامه دريافت مي‌كند؛ و از آن به بعد دست منوچهر فلج مي‌شود اما بازهم دست از جهاد درراه خدا برنمی‌دارد. در یک روز که به دنبال یکی از برادران که در درگیری‌های قبلی گم‌شده بود می‌روند که در این درگیری ماشین خراب‌شده منوچهر را می‌گیرند و با سنگ به سرش می‌کوبند منوچهر بی‌هوش می‌شود و آن‌ها اسلحه‌اش را برمی‌دارند و به خیال این‌که او مرده رهایش می‌کنند تقریباً بعد از 8 ساعت بهوش می‌آید و خودش را به‌زور سه کیلومتر راه می‌کشاند و به پاسگاه می‌رساند.
شهيد منوچهر در 1359/7/16 غسل شهادت كرد فردای آن روز جهت حمله همراه با 10 نفر از ديگر هم‌رزمانشان به‌طرف دشمني رفت كه حدود 100 نفر بودند. در اين عمليات تعداد زيادي از دشمنان نابود شدند و سه نفر از آن‌ها اسیر شدند، شهيد منوچهر هم كه اسلحه‌اش ايمان و آر، پي، جي 7 بود به آرزوي خود رسيد و خدا ناله‌های دلش را شنيد و به درجه شهادت نائل گرديد.

وصیتنامه

قسمت‌هایی از گفته‌های شهيد منوچهر کلانکی
1-    هميشه بايد يار مظلوم و دشمن ظالم بود.
2-    و در هر موقع بايد مشغول آموختن و يا آموزش دادن باشي و آن‌قدر انعطاف‌پذیر باش كه با فهميدن حقيقت بدون هيچ اتلافي شروع به عمل كني در همان حدود كه متوجه شده‌ای.
3-    وقت كم است و مشكلات بسيار اگر بخواهي بر همه مشكلات فائق آیی بايد تلاش بسيار كني و نيز خود را محدود نكني به كارهاي مخصوص مگر برائت نادرستي كارهاي ديگر ثابت‌شده باشد.
4-    انسان اگر در جامعه خود تاثير خوب نداشته باشد نبودنش بهتراست از بودنش.
5-    اگر باوجود من همان‌طور مشکلات موجود وجود داشته باشد بنابراین من برای چه به دنیا آمده‌ام چه رسد که بر مشکلات بیفزایم.
6-    هدف اصلاح گری در جامعه نابود کردن آنچه برخلاف اصلاح گری که بر پایه فطرت انسان نهاده شده و حقیقت است باید حقیقت را فهمید تا خودآگاهی پیدا کنیم و دیگران را خودآگاه کنیم تا بتوانیم جامعه سالم داشته باشیم و همه جامعه در یک هدف گام بردارد و آن‌هم به‌سوی خدا و جانشین او شدن در زمین.
همه خود را مسئول حس کنند در برابر سرنوشت جامعه خود که حس کردن این مسئله کار دشواری نیست یعنی معتقدم که این تنها شناختن نقش انسان در جامعه سرنوشت خود نمی‌توان مسئولیت را به‌طور کامل برانگیزد و باید دینی را یافت که کاملاً مسئولیت را برانگیزد بدون هیچ تردیدی ولی چنانکه فکر کنم می‌بینم هر دینی برای برانگیختن مسئولیت روی همین مطلب دست گذاشته چنانکه اسلام از بهشت و جهنم که سنبل از سرنوشت انسان‌هایی مسئول و غیرمسئول است نامبرده و انسان را به آن‌ها تشویق و یا بر حذر می‌دارد.

گالری تصاویر

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور