سایت شهدای نخبه و دانشجو

مجید معززی رنگ رزان

مشخصات شهید

  • نام: مجید
  • نام خانوادگی: معززی رنگ رزان
  • نام پدر: محمدعلی
  • تاریخ تولد: سه شنبه, 09 خرداد 1346
  • شماره شناسنامه: 673
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: شلمچه
  • تاریخ شهادت: شنبه, 15 مرداد 1367
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مهندسی مخابرات
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهيد مجيد معززي در خرداد 1346 مصادف با اربعین حسینی در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. پس از 10 روز او را به حرم حضرت عبدالعظیم بردند و از خدا خواستند که مجید را انسانی شایسته و عاقل و فرزانه نماید. فرزندی بسیار خوب و درس‌خوان بود و همیشه با نمرات خوب به خانه می‌آمد طوری که 5 سال دبستان را با معدل 20 سپری کرد...دوران راهنمایی را نیز مانند قبل به‌خوبی پشت سر گذاشت به‌طوری‌که در منطقه ورامین و شمال ورامین در امتحانات نهایی سال سوم رتبه اول را حائز گردید. دیپلم خود را در دبیرستان ابوریحان منطقه 14 گرفت و خود را برای کنکور آماده کرد. و پس از پیروزی انقلاب این شهید در سال 1361 در کتابخانه انجمن اسلامی قیام دشت در واحد فرهنگی آموزش و فعالیت می‌نمود و در بسیج سپاه پاسداران پایگاه شهید بهشتی نیز به حراست از انقلاب می‌پرداخت همچنین در ستاد پشتیبانی جنگ در جهاد سازندگی در امر جمع‌آوری کمک‌های مردمی و هدایت آن به‌سوی جبهه‌های نبرد فعالیت داشت. مجید پس از اخذ دیپلم در کنکور شرکت کرده و در سال 1364 در رشته برق خواجه‌نصیرالدین طوسی قبول شد. او در زمان دانشجویی نیز دست از فعالیت و خدمت به اسلام برنداشت و رفتن به جبهه را مقدم بر تحصیل می‌دانست. در زمان دانشجویی در تاریخ 65/12/23 از سوی بسیج تهران به مناطق عملیاتی اعزام شد و برای امتحانات ترمی دانشگاه به دانشگاه اهواز رفت بعد از سه ماه به تهران بازگشت و به تحصیل ادامه داد تا این‌که در تاریخ 67/1/23 برای آموزش به پادگان رفت و بعد از 45 روزبه جبهه غرب در شاخ شمیران رفت که در آنجا در همراه با گردان علقمه شکست سختی به دشمن دادند به خاطر رشادت و دلیری این گردان به آن‌ها 7 روز تشویقی و 10 روز مرخصی داد که او 17 روزبه مرخصی آمد که در آنجا دو ترکش سطحی خورده بود، بعد از اتمام مرخصی به جبهه جنوب عازم شد. سرانجام در آخرین حملات عراق در تاریخ 67/5/15 در منطقه عملیاتی پاسگاه زید بعد از جواب دادن به تک‌های عراق درحالی‌که کاملاً خسته و دچار شیمیایی شده بود در سوله رفته و مشغول خواندن قرآن توجیبی‌اش می‌شود که ناگهان خمپاره از سوراخ هواکش وارد سوله شده او و دوستانش را در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل می‌آورد.

وصیتنامه

بسم‌الله الرحمن الرحيم
بانام خداوندي آغاز می‌کنم که روزي مرا آفريد و روزي ديگر مرا به‌سوی خودش فرامی‌خواند که انا لله و انا اليه راجعون. خدا را سپاس می‌گویم که در زندگاني بر من نعماتي ارزاني داشته که از شمارش خارج است و يکي از نعمات وي پدر و مادري مهربان و باگذشت بود که زندگي خود را وقف پرورش و پرورانيدن ما نمودند و آن‌چنان در زندگاني به من احسان نمودند که اکنون‌که به خواست خدا زندگاني دنيا را به‌سوی آخرتي زيبا ترک می‌کنم از اينکه نتوانستم زحمات بیش‌ازاندازه آنان را جبران نمايم سخت خجالت‌زده و شرمگينم و از خدا در اين مورد طلب مغفرت می‌نمایم. پدر و مادر عزيز و ارجمندم از اينکه شما در اين لحظات که می‌بایست پشتيبان شما در زندگي باشم تنها گذاردم عذري می‌خواهم و حقیقت مرا ببخشيد که فرزند خوبي برايتان نبودم. می‌دانم که خودتان درک کرده‌اید که من آگاهانه و باروی گشاده قدم در اين راه نهادم و هيچ ترسي از مرگ درراه خدا ندارم و خدا شاهد است اکنون‌که عازم خط مقدم هستم ترسي ندارم که هيچ بلکه هيجاني زائدالوصف درونم موج می‌زند. مبادا غصه بخوريد که من دانشجو بودم و می‌توانستم درراه ديگر به کشور خود خدمت کنم اما اين را بدانيد که هيچ خدمتي بالاتر از جهاد درراه خدا و هيچ نيکي بالاتر از شهادت نيست. از برادران و خواهرانم نيز طلب مغفرت می‌کنم و اميدوارم که در زندگي هراندازه که آنان را اذيت و یا ناراحت کرده‌ام مرا ببخشند و همین‌طور از ديگر دوستان و آشنايان برايم طلب حلاليت کنيد. راه اسلام و خدا را هیچ‌گاه رها نکنيد و امام را تنها نگذاريد.
از اينکه وصیت‌نامه مختصري نوشتم مرا ببخشيد. والسلام
خدایا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار     از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا
مجروحين و معلولين شفا عنايت فرما       جمله اسيران ما آزادشان بگردان

گالری تصاویر

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور