سایت شهدای نخبه و دانشجو

حسن فرد اسدي

مشخصات شهید

  • نام: حسن
  • نام خانوادگی: فرداسدی
  • نام پدر: امرالله
  • تاریخ تولد: چهارشنبه, 14 آذر 1335
  • شماره شناسنامه: 3258
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: پنجوین
  • تاریخ شهادت: شنبه, 21 آبان 1362
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مهندسی مخابرات
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: کارمند مخابرات

زندگینامه

شهيد حسن فرد اسدي در سال 1335 در خانواده‌ای مذهبي در تهران متولد شد وي پس از تحصيلات ابتدائي و متوسطه وارد دانشکده مخابرات گرديد.
در دوران تحصيلات از اعضاء فعال تشکيلات مذهبي دانشکده بود با هوشياري تمام علیه رژيم دست به افشاگري می‌زد. در اين رابطه به علت مشارکت در برپائی تظاهرات و اعتصابات دانشگاهي يک دوره از تحصيلات محروم گرديد.
پس از پايان تحصيلات در اردیبهشت‌ماه سال 57 جهت خدمت نظام‌وظیفه به جهرم اعزام شد. با اوج‌گیری مبارزات ملت مسلمان ايران و برقراري حکومت‌نظامی در شهرهاي مختلف ازجمله جهرم با اهالي شهر همکاري نزديک داشت. وي بالباس نظامي در نماز جماعت حضور يافته پس از اتمام نماز با مردم به گفتگو می‌پرداخت. وقتي از جنايات رژيم در شهرهاي تبريز، قم، تهران، مشهد، اصفهان، نجف آباد، شيرازو... باخبر شد، ضمن مشاهده اعمال برخي نظاميان از نزديک، با خود گفت که کار از پايه خراب است و بايد اين رژيم از بين برود، لذا به‌منظور ايجاد رعب و وحشت در دل سردمداران رژيم و فرماندهان نظامي خودفروخته با يک اقدام حساب‌شده در روز چهارم آبان سال 57 فرماندار نظامي و رئيس شهرباني جهرم را ترور کرده به فرماندهان ارتش هشدار داد که دست از حمايت اين رژيم خون‌خوار بردارند. با اين حرکت ضمن ايجاد تزلزل و شکافت در درون ارتش و عدم اعتماد فرماندهان رده‌بالا به کارکنان، نور اميدي در دل ملت مسلمان تابيده مبارزات ملت علیه رژيم سرعت گرفت.
شهيد حسن فرد اسدي پس از دستگيري در دادگاه رژيم که آن را بی دادگاه می‌خواند چون شير خروشان بجاي دفاع از خود بر خودباختگان ساواک و بيدادگران دادگاه که دستشان تا مرفق به خون هزاران خواهر و برادر مسلمان آغشته بود حمله‌ور شده و با توانائی شگرفت بدون ترس از سختی‌ها و خطرات شکنجه و اعدام در مقابل بی‌عدالتی‌ها ايستاده، با پرهيز از سازش برگ زرين ديگري بر صفحات تاريخ پرشکوه اسلام افزود و نزديکي پيروزي اين نبرد سرنوشت‌ساز را به رهبري امام خميني نويد داد.
با اوج‌گیری مبارزات مردم و گشوده شدن درب زندان‌ها اين فرزند دلير به آغوش ملت بازگشت، با شنيدن خبر آزادي او دوستان و آشنايان بخصوص مردم جهرم به شادي و شکرگزاری پرداختند. پس از پيروزي انقلاب با تشکيل جهاد سازندگي به همراه عده‌ای از برادران عازم کردستان شد و در دفتر عمران امام و جهاد سازندگی کامياران مشغول به خدمت به محرومين و مستضعفين در کارهاي عمراني و فرهنگي گرديد.
گروه‌های مزدور استعمار شرق و غرب که با تشکيل نهادهاي انقلابي مخالف بودند شروع به تهديد برادران جهاد کردند حتي یک‌بار حسن را دستگير و تهديد به ترک منطقه و ضبط وسيله نقلیه‌اش کردن اما او بااراده پولادين خود مصمم‌تر از گذشته به کارهاي خود ادامه داد. او به گونه وصف‌ناپذیری علاقه‌مند به امام امت و روحانيت در خط امام بود، در اکثر جريانات سياسي حضور فعال داشت و خطوط انحرافي را مانند همه دور اندیشان تشخيص داده برخوردي قاطع و کوبنده داشت.
در بحبوحه اعلام جنگ مسلحانه منافقين علیه جمهوري اسلامي و مردم مسلمان، در پي حرکت مذبوحانه منافقين در به آتش کشيدن اتوبوس شرکت واحد اين فرزند راستين امت حزب‌الله متوجه منافقي مسلح شده با موتور کهنه‌اش او را تعقيب کرد که گلوله‌ای به سمت او شليک شد که به او اصابت نکرد ولي به علت عدم ديد با وسيله ديگري تصادف نمود. موتور را رها کرد و با پاي پياده به تعقيب او پرداخت منافق پس از ورود به کوچه‌ای به سمت حسن شليک کرد که گلوله به دست چپ او اصابت کرده و پس از خرد کردن استخوان ساعد از آرنج خارج می‌شود؛ اما حسن با دست مجروح به سمت منافق رفت، منافق دون‌صفت با خوردن قرص سيانوري که به همراه داشت خود را به هلاکت رسانيد.
پس از حادثه حسن به بيمارستان انتقال‌یافته مورد معالجه قرار گرفت، بااینکه استخوان دستش خرد و اعصابش صدمه‌دیده بود به اين دليل که شايد تختش موردنیاز مجروح ديگري باشد با اصرارش به منزل منتقل شد، پس از بهبودي انگشتان دست چپش براي هميشه از حرکت بازماند.
مسئوليت براي حسن يک امر مقدس و الهی بود نه يک حرفه و شغل او پست و مقام را وسیله‌ای براي خودنمائي در برابر زیردستان و کرنش در برابر مافوق ندانسته در سمت سرپرستي اداره کل ناحيه 9 تلفن شهري سعي در تحقق شعائر اسلامي و تکیه‌بر نظم و تأکید بر پشتکار همکاران درراه خدمت بمردم داشته و در حفظ اموال ملت مسلمان دقيق و ظريف بوده او از امکانات اداري در جهت خدمت به صاحبان اصلی‌اش يعني مردم استفاده می‌نمود؛ و رضاي خالق را بر رضايت مخلوق ترجيح داده، روح تعبد و تسليم پذيرش در پيشگاه خدا و ایستادگی‌اش در برابر باطل در هر چهره‌ای گوياي اين حقيقت بود. شهيد حسن فرد اسدي از اعضاء صديق و افتخارات وزين شاخص انجمن اسلامي مخابرات بود. حضورش در جمع ياران، معيار سنجش حق، کلامش مؤثر و بر خواسته از دل دردمند و در یک‌کلام آيه نور و وحدت بود.
نگاهش، سکوت، قلمش، قدمش، حرکات و سکناتش براي رضاي خدا و رازدار و محرم اسرار و عصاره تقوا و تعهد بود.
با شروع جنگ تحميلي حسن براي دفاع از اسلام و ناموس و شرف راهي جبهه نور عليه ظلمت شد تا ضمن ايجاد حماسه‌ای نور در دانشگاه عشق و معرفت در سير الي الله گامي دگر بردارد.
در عمليات ثامن‌الائمه (حصر آبادان) رمضان، والفجر مقدماتي از پيشتازان بود و دریکی از عملیات از ناحيه کمر مجروح شد. در مراسم شهادت برادر کوچکش عليرضا که نقش مؤثری در تربيت او داشت طي سخناني گفت شهيد عزادار نمی‌خواهد، شهيد رهرو می‌خواهد. پس از شهادت دو تن از اعضاي انجمن اسلامي مخابرات، شهيد محمد اسماعيل آل اسحاق و شهيد ولی‌الله حکمت شعار بار ديگر راهي جبهه شد و در عمليات والفجر 4 با ترکش خمپاره دشمنان دين خدا محاسن زيبايش به خون گلگون گشته، روح بزرگش به ديار معشوق پرواز نمود.

وصیتنامه

وصیت‌نامه بنده حقير خدا حسن فرد اسدي

بسم‌الله الرحمن الرحيم
اللهم فاقبل عذري و ارحم شده ضري و فکني من شد وثاقي
اي خداي من عذر مرا بپذير و رحم کن به حال پريشانم و از بند سخت گناهانم رهائی‌بخش. شهادت می‌دهم به يگانگي خدا و رسالت فرستادگان (پيامبران) آنان که براي هدايت بشر مبعوث شدند و شهادت می‌دهم پس از مرگ در موعدي معين در پيشگاه خداوند به‌حساب همه رسيدگي می‌شود؛ و همچنين شهادت می‌دهم به عدل خداوند و امامت حضرت علي (ع) و يازده فرزندش.
مردن حق است ولي سعادت باکسی است که مرگش درراهی باشد که مورد رضاي خداست، راهي که رهبرش حضرت محمد (ص) و در ادامه اين رهبري امامي چون خميني عزيز، است که سر جز در نزد خدا فرونیاورد و سجده نکرد مگر الله را که اين باعث شد دنيا به او تعظيم کند. خدايا مهروموم‌های عمرم را بگير و بر لحظات عمر اين امام عزيز بيفزا و وجودش را تا ظهور امام عصر (عج) براي مسلمانان و کليه مستضعفين نگهدار.
سفارش می‌کنم همگي را به خالص کردن اعمال فقط براي خدا که اين تنها راه نجات از هلاکت است و هرکه غير اين کند جز پشيماني هر دودنیا چيزي نصيب او نمی‌شود؛ و نيز سفارش می‌کنم بعد از مرگم سعي کنند زياد گريه نکنند، برايم از خداوند طلب مغفرت نمایید و بيشتر گريه به مظلوميت ائمه بنمايند؛ و بيشتر از اهداف اين بزرگواران و سيره آنان و ذکر مصيبت اين عزیزان شود که ما هر چه داريم از آنان است و حتماً مراتب کمالات و فضائل آنان ذکر شود؛ و ميزان مصائب اهل‌بیت (ع) یادآوری شوند.
سخن ديگر به همسرم و آن اينکه سفارش امام عزيز در مورد همسر شهيدان حتماً در نظر گرفته شود که به‌طور شفاهي نيز به او گفته‌ام؛ که اين کار مورد رضاي خداست در پايان از پدر و مادر عزيز و گراميم که زحمت فراواني براي بنده کشيدند ولي متأسفانه از طرف بنده هيچ کاري برايشان نشد طلب گذشت دارم؛ و از کليه کساني که حق گردن اين بنده ضعيف دارند يا به آن‌ها اهانتي از طرف اين بنده شده (که این‌طور بوده) طلب بخشش دارم.
 محتاج دعاي خير شما هستم

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور