سایت شهدای نخبه و دانشجو

سعید اشرف پور

مشخصات شهید

  • نام: سعید
  • نام خانوادگی: اشرف پور
  • نام پدر: محمد صادق
  • تاریخ تولد: سه شنبه, 18 اسفند 1343
  • شماره شناسنامه: 10058
  • محل تولد: سلماس
  • محل شهادت: شلمچه
  • تاریخ شهادت: سه شنبه, 19 اسفند 1365
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: راه و ساختمان
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

سعید اشرف پور هجدهم اسفند 1343، در شهرستان سلماس به دنيا آمد. پدرش محمدصادق و مادرش مدينه نام داشت. دانشجوى رشته راه و ساختمان در دانشگاه صنعتى خواجه نصير بود. به عنوان بسيجى در جبهه حضور يافت. نوزدهم اسفند 1365، در شلمچه به شهادت رسيد. پيكر او را در زادگاهش به خاك سپردند.

وصیتنامه


یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله به انفسهم و اموالهم.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید آیا دعوت بکنم شما را به تجارتی که نجات دهد شما را از عذابی دردناک به خدا و رسولش ایمان بیاورید و جهاد کنید با جان و مال‌هایتان.
سلام علیکم: ضمن حمد و سپاس خداوندی را که ما را به راه راست هدایت نمود و به ما توفیق آمدن به جبهه را عطا فرمودی و ما را از منجلاب شیطان طاغوت صفت رهانیدی، خدایا هزار مرتبه شکر که چون الآن جوانی بودیم فاسد و دور از تو، نعمتی را که در این برهه از زمان خداوند نصیب مسلمان ایران گردانید و رهبری همچون امام را بر ما ارزانی داشت. کفر نعمت او را از دستمان خواهد گرفت و به روزگاری دچار خواهیم شد که دیگر غیر قابل تعویض است آن‌هایی که هنوز بیدار نشده‌اند بیدار شوند و قدر این نعمت عظیم را بدانند.
خدایا تو خود شاهدی که خودم آزادانه و آگاهانه این راه را انتخاب کردم و از سرزنش گران بیزارم. آن‌هایی که می‌گویند (نوبت شما تمام‌شده) یک‌بار یا دو بار جبهه رفتی بس است حالا نوبت دیگران است من از آن‌ها بیزارم خدا هم آن‌ها را نخواهد بخشید می‌گویم یا کافرند یا مسلمان جاهل.
اول از مادر و پدر عزیزم می‌خواهم که مرا حلال کنند چون بیش‌ازحد آنان را اذیت داده‌ام امیدوارم که مرا ببخشید. مادرم در برابر دشمنان اسلام سربلند باش و افتخار کن که فرزند خویش را در راه خدا دادی بدان تو درپیش فاطمه زهرا سربلندی و پدرم متین و باوقار همچون شیری خروشان در برابر دشمنان اسلام و امام ایستاده و همیشه استوار و برادر و خواهرانم را به استواری در این راه دعوت کن از دیگر فامیلان عزیزم درخواست می‌کنم که مرا حلال و بخشند هر کس هر بدی از من دیده امیدوارم که مرا ببخشند.
ای مسلمانان تن خود را به ترس از خداوند بیارایید و جامه آرامش به برکنید دندان‌ها را به هم بفشارید که کاسه سر از گزند تیغ دشمن دور می‌دارد و زره را با جنگ‌افزارهای دیگر همراه کنید و تیغ را پیش از برکشیدن در نیام به جنبش درآورید و به دشمن با نگاه خشم‌آلود خیره شوید و از همه سو نیزه بی افکنید، شمشیر بکشید و با هر ضربه‌ای پیشروی کنید و بدانید که در دیدرس پروردگار و در کنار پسر عم رسول خدا قرار دارید.
بی‌امان و پیاپی بر دشمن بتازید و از فرار شرم کنید که فرار در پیشگاه آیندگان ننگ و عار و در روزشمار زبانه نار است. با دلگرمی جان‌فشانی نمایید و با گشاده رویی به‌سوی مرگ گام بردارید بر شماست که بر این سپاه انبوه و آن خرگاه استوار یورش برید و آن را درهم کوبید که شیطان در گوشه و کنار آن کمین کرده است.
در رزمیدن چرب دست باشید و در گریختن پای بسته و عزمتان جز مباشد تا فروغ حق بر شما جلوه گر شود و شما امت برترید و خدا یاور شماست و کردار شما را به تمامی پاداش می‌دهد.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
(به خدا سوگند دور نباشد که خون بدوشید و جامه پشیمانی بپوشید) نهج‌البلاغه
پس وای بر آن ملامت گران و سرزنش گران که نه خود به جبهه میایند و نه روحیه ده جبهه آمدگان هستند
علی (ع) در نهج‌البلاغه:
نفرین بر شما از سرزنش شما به ستوه آمده‌ام، آیا بجای آخرت به حیات دنیا خشنودید؟ آیا سرافکندگی را بر سرافرازی برتری می‌دهید؟ هرگاه شما را به جهاد با دشمنان فرا می‌خوانم چشمانتان از ترس چنان به دوران می‌افتد که گوش در واپسین دم زندگی و خلجان مرگ دست و پا می‌زنید زبانتان بند می‌آید گوئی در دل‌هایتان گرد جنون پاشیده‌اند و خرد خود را باخته‌اید. نه هیچ‌گاه به شما اعتماد نخواهم کرد و به ستون نا استوارتان تکیه نخواهم زد و به یاری ننگ آلود شما نیاز نخواهم داشت چون شترانی هستید بی ساربان و از هر طرفی گرد آیید از طرف دیگر پراکنده می‌شوید (هشدار به آن حزب الهی هایی که اسماٌ حزب الله است ولی در باطن هیچ و هنوز بوی جبهه به مشامش نرسیده)
به جاودانگی خدا سوگند آتش جنگ را هیچ‌کس به بدی شما نیافروخته است دشمن در کار تدبیر جنگ است و شما غافلید از قلمرو اسلام شما کاسته می‌شود و شما به خشم نمایید. دشمن خواب را از یاد برده است و شما در غفلت و بی‌خبری سر گردانید به خدا سوگند تن‌آسایی بشکست ما انجامد ...
به خدا سوگند هر آنکه دست دشمن را باز بگذارد و روا دارد که گوشت تنش را بخورد و استخوانش را در هم بشکند و پوستش را برکند، درمانده ای بی‌زبان است و در سینه‌اش قلبی ناتوان می‌تپد (نهج الباغه)
مرگ جوینده پی گیری است که نه آرمیده‌ای از او در امان است و نه گرزنده ای به‌سلامت می‌دهد.
شهادت گرامی‌ترین مرگ است قسم به آنکه جان فرزند ابوطالب در دست اوست. هزار ضربه شمشیر بر من از مرگ در بستر و فرار از جهاد الهی گواراتر است) خطبه 123 _ از نهج البلاغه
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
در آخر باز از تک تک دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید از برادر عزیزم یوسف می‌خواهم که مرا ببخشید و از خواهرانم می‌خواهم که در تمام مسائل اسلامی، حجاب، نماز و ... کوشا باشند.                                                 
 والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
شب ساعت 11 قبل از حرکت.
سعید اشرف پور
65/10/16

گالری تصاویر

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور