سایت شهدای نخبه و دانشجو

عبدالرسول تابان

مشخصات شهید

  • نام: عبدالرسول
  • نام خانوادگی: تابان
  • تاریخ تولد: یکشنبه, 02 بهمن 1345
  • محل تولد: بهبهان
  • محل شهادت: شلمچه عملیات کربلای 5
  • تاریخ شهادت: دوشنبه, 22 دی 1365
  • محل تحصیل: دانشگاه شهید چمران اهواز
  • رشته تحصیلی: زمین شناسی
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهید عبد الرسول تابان در سال 1345 در بهبهان دیده به جهان گشود. پس از سپری شدن دوران کودکی در سال 1352 وارد دبستان شد. دوران راهنمایی را در مدرسه شهدای هفت‌تیر در حالی گذراند که همواره شاگرد ممتاز بود. باوجود سن کم در آن دوران همواره در تظاهرات شرکت می‌کرد. در تابستان سال 59 با تعدادی از بچه‌های محل، انجمن اسلامی مسجد حضرت علی (ع) را تشکیل داد. همزمان با شروع جنگ به کمک دوستانش به مساعدت و یاری جنگ‌زدگان پرداخت.
از کار کردن ابایی نداشت و تابستان‌ها به عملگی می‌پرداخت تا مخارج تحصیلش را فراهم کند. در اواخر سال 59 دوره آموزش نظامی بسیج را گذراند و در مردادماه سال 62 که به سن قانونی برای حضور در جبهه رسیده بود عازم جبهه شد.
پس از 5 ماه حضور در جبهه توانست در عملیات خیبر شرکت کند. پس از عملیات خیبر به بهبهان بازگشت و در مردادماه 63 برای بار دوم راهی جبهه جنگ شد.
این بار در پدافند جزیره مجنون شرکت کرد و پس از مدتی دوباره به شهر بازگشت و مدرک سال سوم متوسطه را گرفت.
در دی‌ماه 63 برای بار سوم عازم جبهه شد و در عملیات بدر شرکت جست و این بار پس از برگشت در امتحان تربیت‌معلم شرکت کرد. در همین دوران مسئولیت مسجد محل را قبول کرد و احداث ساختمان جدیدی را در آن آغاز کرد.
با آغاز عملیات والفجر هشت خود را به جبهه رساند و در این عملیات از ناحیه پا مجروح شد.
پس از چندی برای آموزش‌های سخت نظامی راهی کردستان شد. در اسفند سال 64 دیپلم گرفت و پس از شرکت در کنکور سراسری همان سال بافاصله کمی در عملیات کربلای یک شرکت کرد.
با اعلام نتایج کنکور در رشته زمین‌شناسی دانشگاه اهواز قبول شد. در عملیات کربلای چهاردر فراخوان نیروی سپاه اعلام آمادگی کرد و به جبهه‌ها شتافت. پس‌ازآن عملیات کربلای پنج رخ داد و گردان فجر که شهید تابان در آن حضور داشت، مورد اصابت بمب شیمیایی قرار گرفت. شهید تابان پس از دو روز دفاع از منطقه عملیاتی مزبور مورد اصابت ترکش قرار گرفت و قبل از رسیدن به بیمارستان صحرایی جان سپرد و به دیدار پروردگارش شتافت.

وصیت نامه

بسم‌الله الرحمن الرحیم
یا ایها النفس المطمئنه * ارجعی الی ربک راضیه مرضیه * فادخلی فی عبادی *و ادخلی جنتی *
ای نفس قدسی مطمئن و دل آرام (به یاد خدا)، امروز به حضور پروردگارت بازآی که تو خشنود (به نعمت‌های ابدی او) و او راضی از توست . بازآی و در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو .
 سوره والفجر آیات 27_30
یا رب شهیدان در شهادت‌ها چه دیدند                         کز ما بریده سوی تو هجرت گزیدند
پیرایه وابستگی از تن بریدند                                     آزاده گردیدند و سویت پر کشیدند
در جبهه‌ها پیکار مرگ و زندگانی است                        مزد شهادت‌ها حیات جاودانی است
در مرگ سرخ عاشقان هرگز فنا نیست                       هر لاله خونین‌کفن، زآنها نشانی است
به نام او، به یاد او، به راهه او، به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان و در هم کوبنده مستکبران و یاری دهند مستضعفان، ای خدایی که تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت، تو حیاتم دادی و حیاتم را خواهی گرفت، مرا در آن صراطی قرار ده که هیچ‌گاه و خصوصاً موقع جان سپردن غفلت نورزم . " الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا " خدایا یک‌لحظه مرا به خود وامگذار و رهایم مکن، زیرا انسانی که به تو متصل نباشد شکست می‌خورد . بار خدایا تو را گواه می‌گیرم که من باهدفی بس والا وهمتی بلند و با عزمی راسخ و قامتی رسا در این راه گام برداشتم و با عشق و ایمان آن را پذیرفتم . خدایا از تو خالصانه تمنا می‌کنم که قلبم را آرامش بخشی تا در مقابل بلایا و مشکلات نلغزم .
 خدایا تو شاهد باش من برای شهادت به جبهه نیامدم و من فقط آمدم که تکلیفم را ادا نمایم ولی اگر درراه انجام تکلیفم به شهادت رسیدم، شهادتم را پذیرا باش . بار پروردگارا تو را شکر بسیار می‌کنم که عمر مرا هم با انقلاب عظیم اسلامی قراردادی، تو را شکر و حمد فراوان می‌کنم که در جهاد را برویم گشودی و به من این اجازه را دادی تا در صف مجاهدینت قرار بگیرم .
سلام و  درود بی‌کران بر پیشتازان انقلاب اسلامی که در رأس آن‌ها قائد اعظم، امام خمینی، پرچم‌دار حماسه آخر حسینی که برای احیا اسلام عزیز بر طاغوت و طاغوتیان غالب گشته و چون ابراهیم بت‌شکن تبر را بر دوش گرفته و تمام بت‌ها را درهم‌شکسته و می‌رود تا پرچم اسلام را در سراسر گیتی به اهتزاز درآورد، و از شما امت ایثارگر و شهیدپرور می‌خواهم که قدر این امام بزرگوار را بدانید که به‌حق حجتی است از طرف خدای تعالی و از شما می‌خواهم  که او را دریابید و دعا کنید و تمام دستورات و فرامین او را اجرا کنید که پیروزی و رستگاری ما درگرو اطاعت و پیروی از اوست . و ای امت همیشه بیدار و حاضر درصحنه، مبادا از امامتان و الگویتان فاصله بگیرید و عهدتان را با او بشکنید و دل او را بدرد آورید که خدای‌ناکرده به عذاب دنیوی و اخروی گرفتار می‌شوید .
و اما شما ای برادران هم‌سنگر مسجدیم که من همیشه شمارا از صمیم قلب و از عمق وجود دوست می‌داشته و دوست می‌دارم و مایه افتخار و سربلندی من بوده‌اید . از شما خالصانه می‌خواهم که مرا ببخشید و برایم قرآن بخوانید  و دعایم کنید و از شما یاران مهربان می‌خواهم که قدر خود را بدانید و توجه کنید، که به چه مکان مقدسی قدم نهاده‌اید و خلاصه از شما عزیزان می‌خواهم که راه مرا و دیگر هم‌رزمان مرا ادامه داده و مبادا سلاح گرم نگه‌داشته مرا کنار گذارید تا سرد شود و از شما می‌خواهم که مساجد این دژ محکم اسلام و این سنگر عظیم انقلاب را حفظ کنید و خداوند انشا الله همگی شمارا برای اسلام عزیز حفظ نماید .
و اما شما ای خانواده عزیز و ارجمندم که نمی‌دانم هم‌اکنون چه حالی دارید و همین‌قدر می‌دانم که حق فرزندیم را ادا نکرده‌ام و وظیفه‌ام را به‌طور شایسته انجام ندادم، ولی می‌خواهم به شما خانواده عزیزم و خصوصاً پدر و مادرم این نکته را تذکر دهم که من و همه فرزندان اماناتی بیش نیستیم که چند صباحی به شما سپرده‌شده‌ایم و از شما این سؤال را می‌کنم، وظیفه یک امانتدار خوب و باوفا چیست؟
آیا یک امانتدار متعهد و مسئول سعی نمی‌کند که امانتتان را صحیح و سالم تحویل صاحب اصلی‌اش دهد؟ و مسلم است که یک امانتدار متعهد خواست و آرزویش را این می‌داند که به‌طور شایسته امانتش را تحویل دهد . شما، ای خانواده عزیزم این را بدانید و متوجه باشید که اگر من شهید شدم شما امانتتان را شایسته تحویل صاحب اصلی (خدا) داده‌اید و اینجاست که واقعاً برای شما شهادت من جای بسی افتخار است و خلاصه از شما خانواده عزیزم می‌خواهم که مرا ببخشید و ضمناً از شما برادران خوب و مهربانم می‌خواهم که راه و هدف مقدس مرا دنبال کرده و دنباله‌رو امام عزیز و مسئولین ویاران باوفای امام باشید و اگر از جانب من به شما بدی یا رنجی رسیده است، مرا عفو کنید و همچنین از خواهر محترمه‌ام می‌خواهم که زینب، قهرمان دشت کربلا را الگوی خود قرار داده و همچون زینب (س) به وظیفه‌اش عمل نماید .
و در پایان اگر کسی چیزی از من طلب دارد به‌پیش خانواده‌ام مراجعه کند و خلاصه از همه آشنایان و اقوام و نزدیکان التماس دعا دارم و حلالیت می‌طلبم . به امید روزی که راه کربلا باز شود و خانواده‌های شهدا در پشت سر رزمندگان اسلام به زیارت امام حسین (ع) بروند .
گر بود رهی میان خون باید خفت                     از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پا به راه در نه و هیچ مپرس                        خود راه بگویدت که چون باید رفت
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
18/12/63
عبد الرسول تابان

      

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور