سایت شهدای نخبه و دانشجو

غلام احمدی

مشخصات شهید

  • نام: غلام
  • نام خانوادگی: احمدی
  • نام پدر: علی جمعه
  • تاریخ تولد: جمعه, 06 ارديبهشت 1342
  • محل تولد: مسجد سلیمان
  • محل شهادت: فاو
  • تاریخ شهادت: پنج شنبه, 01 اسفند 1364
  • محل تحصیل: دانشگاه شهید چمران اهواز
  • رشته تحصیلی: مهندسی مکانیک
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهید غلام احمدی در ششم ارديبهشت 1342 در شهرستان مسجدسليمان ديده به جهان گشود. پدرش على جمعه، كارگرى می‌کرد و مادرش لالی جان نام داشت. دانشجوى سال سوم دانشگاه شهيد چمران اهواز در رشته مهندسی مکانیک بود. به عنوان بسيجى در جبهه حضور يافت. يكم اسفند 1364 در فاو عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد.

نامه شهید به خانواده

بنام خدا
خدمت مادر و داماد و خواهر عزیز
ضمن عرض سلام و سلامتی از دیار عشق و خون، امیدوارم که حالتان خوب بوده و همواره در کمال آسایش و راحتی به سر برید. من حالم کاملاً خوب است و به حول و قوه الهی از هر وقتی سرحال‌تر هستم. حتماً شما هم از رادیو و تلویزیون اخبار جنگ را شنیده و دیده‌اید. عملیاتی که جدا خودم را در بیان اعجاز و عظمت آن عاجز می‌بینم حقیقتاً هدایت و رهبری عملیات از ماورای این جهان صورت می‌گرفت. یک روز قبل از عملیات هوا آفتابی بود و با توجه به توجیه عملیات جنگ توسط فرماندهان، برای همه معلوم شد که فدای آن روز حمله صورت خواهد گرفت اما وضع آسمان با موقعیت حمله جور نبود شب شد و قصد داشتم دستشویی بروم، آسمان پر از ستاره بود بعد از اتمام کارم به هنگام بازگشت وقتی آسمان را نگاه کردم با منظره عجیبی روبرو شدم ظرف همان چند دقیقه نیمی از آسمان را ابر گرفته بود و فردای همان شب آسمان کاملاً ابری شده بود و گاه‌گداری باران به‌صورت نم‌نم می‌بارید ظهر فرمانده گردان آخرین حرفه‌ای خود را با بچه‌ها زد و اعلام کرد که امشب حمله است شب حمله فرارسید و ابتدا غواصان به خط زدند و بعدازآن گردن های مربوطه تا اینکه ... به ما رسید و زیر آتش توپ و خمپاره به آن‌طرف رودخانه رسیدیم و خوشبختانه هیچ آسیبی از طرف آتش دشمن به قایق‌ها نرسید. سه شب در منطقه فا و پیشروی داشتیم که دوباره درگیری صورت گرفت که به شهادت و مجروح شدن چند نفر منجر شد و با توجه به تلفات دشمن اصلاً قابل‌مقایسه نیست. روز سوم نیروها که برای استراحت به پشت جبهه منتقل شدند جایتان خالی خرما و شیرینی عراقی نوش جان کردیم البته عراقی‌ها کمی هم گاز اعصاب به خورد بچه‌ها دادند که خوشبختانه به علت دوری زیاد محل اصابت از ما فقط بوی مطبوع آن را به مقدار خیلی کم احساس کردیم (همین‌که کلمه احساس کردیم را نوشتم خبر رسید عراق بمب شیمیایی انداخته و نامه را رها کردم و به دنبال ماسک بودم و الآن حدود یک ساعت گذشته و می‌خواهم دنباله نامه را بنویسم خودکار ندارم) خوشبختانه به خیر گذشت از معجزات الهی دیگر اینکه وقتی غواص‌ها بعد از عبور از موانع خط ساحلی را شکستند متوجه میدان مین نشدند و آن را پاک‌سازی نکردند و همه گردان‌ها من‌جمله گردان ما از روی این مین‌ها گذشتیم بدون اینکه یکی از آن‌ها عمل کند فردا که جزر شد و آب رودخانه پایین آمد میدان مین در مقابل قیافه‌های متعجب نیروهای خودی نمایان شد و گروه تخریب به‌سرعت آن‌ها را منفجر کردند البته من این‌ها را از دعاهای امام و مردم میدانم که بعد از نماز برای رزمنده‌ها می‌خوانند دعا را فراموش نکنید و خصوصاً دعا ... که نیمه‌شب بعد از نماز شب خوانده می‌شود مؤثرتر است مادرم را به صبر و خواهرم را به حسن اخلاق با شوهر و فرزندان و آقای صالحی را به وفای به عهد و حسین به نماز و کم خوردن سفارش می‌کنم همه فامیل و آشنایان را سلام می‌رسانم. محمد و حمزه و علی و حسین را بجای من ببوسید.
*آنچه بر قضا و قدر فائق آید، صبر است
* آنچه آدمی را صیغل می‌دهد، کار است.
* آنچه کهنه‌اش بهتراست تجربه است
* آنچه از علم بهتر است تجربه است
* آنچه برای مرد ننگ است غصه است
*آنچه پیش از مرگ آدمی را می‌کشد نومیدی است
*آنچه هرقدر دراز باشد کوتاه است، عمر است
*آنچه کمش زیاد است دشمن است
* آنچه زیادش هم کم است ایمان و جوانمردی است
گر مرد رهی میان خون باید رفت                                      از پای افتاده سرنگون باید رفت
تو پای‌به‌راه گذار و هیچ مپرس                                        خود راه بگویدت که چون باید رفت

وصیت نامه

بنام خدا
بنام پروردگاری که رحمتش فراگیرنده، قدرت و جبروتش غالب و عظمتش که تمام دنیا را پرکرده است. خدایی که بازگشت همه به‌سوی اوست. چه شیرین و گواراست بازگشتنی که داوطلبانه باشد. بازگشتنی که مسیرش صراط مستقیم باشد ... بدانند این راه را آزادانه انتخاب کردم. البته متذکر این نکته بشوم که توفیق این کار از خداست. نمی‌دانم چه عمل مثبتی انجام دادم که خدا به‌واسطه آن مرا به‌سوی این مکان مقدس کشانده است حتماً از فضل عظیم خداست. چراکه من حقیر به یاد ندارم معبودم را آن‌طور که شایسته ذات بزرگوارش است، پرستش کرده باشم. امیدوارم دگربار فضل خدا شامل حالم شود و مرگم را شهادت درراه خودش قرار دهد و خونم را وسیله سیراب ساختن درخت شکوهمند انقلاب اسلامی گرداند و پیامم را ابزاری در جهت به حرکت درآوردن دیگر نیروها قرار دهد اگرچه لیاقت پیام دادن به امت حزب‌الله را ندارم اما ازآنجاکه اهمیت پیام شهید کمتر از خون ریخته شده او نیست و به‌منظور ادای این تکلیف لازم می‌بینم چند کلامی به‌طور خلاصه عرض کنم. امت شریف، امتی که با سلاح ایمان به مبارزه با ابر شیاطین جهان بر خواسته‌اید، ای امتی که وفاداریتان به امام زبانزد خاص و عام و دوست و دشمنش شده و علاقه اصحاب اباعبدالله را که به مولای خود داشتند در اذهان به یاد می‌آورد. ای ملت بزرگوار با یاد همیشگی خدا و با صبر و تقوایی که پیشه خود می‌سازید به نبرد همیشگی خود ادامه دهید و امام عزیز را در این شرایط سخت و سرنوشت‌ساز تنها نگذارید. چراکه همه می‌دانید در حال حاضر تمامی کفر در مقابل اسلام قرارگرفته و استقامت و صلابت شما امت همیشه پیروز راه را برای ظهور مهدی، آن رهایی دهنده جهان از ظلم و جور، هموار می‌کند به امید آن روز، والسلام علیکم
جایی که نقطه‌چین گذاشته‌شده در وصیت‌نامه ناخوانا بوده.

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور