سایت شهدای نخبه و دانشجو

مرتضی افراز

مشخصات شهید

  • نام: مرتضی
  • نام خانوادگی: افراز
  • نام پدر: محمد علی
  • تاریخ تولد: دوشنبه, 28 دی 1343
  • محل تولد: دزفول
  • محل شهادت: منطقه عملیاتی بدر
  • تاریخ شهادت: جمعه, 28 دی 1363
  • محل تحصیل: دانشگاه شهید چمران اهواز
  • رشته تحصیلی: دبیری ادبیات فارسی
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهید مرتضی افراز در سال 1343 در 13 رجب پا به عرصه وجود نهاد. بله چه مبارک روزی بود و چه مبارک دورانی روز ولادت او همزمان با میلاد امام اول شیعیان جهان علی (ع) و دوران ولادت او با مصادف با ایامی بود که رهبر عزیز انقلاب یاوران خود را طفلان گهواره خوانده بود. تولد او را در این روز به فال نیک گرفته و نام او را نام امامش مرتضی گذاشتند و چه مبارک نامی.
در دوران طفولیتش تربیت او در خانواده‌ای بود که از لحاظ مادی فقیر ولی از جنبه معنوی و مذهبی غنی بود تا اینکه آماده تحصیلات شد و 5 سال ابتدایی را با نمرات خوبی به پایان رسانید.
این شهید عزیز عشق و علاقه وافری به نماز و مسائل دین داشت و با بودن جلسات قرآن در منزل و همچنین رفتن به جلسات مسجد این خواسته و علاقه دینیش را جامه عمل پوشانید. در سال سوم راهنمایی بود که انقلاب شروع شد و به همراهی برادران و سایر دوستان به مبارزه علیه طاغوت پرداخت حتی بعضی شب‌ها دیروقت به خانه می‌آمد که یا در جلسه قرائت قرآن مسجد بود و یا درگیر با مزدوران رژیم. بعد از پیروزی انقلاب هم در جلسه قرائت قرآن مسجد آیت‌الله منتظری فعالیت می‌کرد و با شروع جنگ تحمیلی هم ابتدا در بسیج عشایر و سپس در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضور پیدا می‌کرد او همیشه خوش‌رو و گشاده‌رو بود و تبسمی پرمعنا بر لب داشت آن‌چنان اخلاق و رفتار مخلصانه داشت که در همان برخورد اولیه هر کس را مجذوب خویش می‌نمود. خصوصیت بارز او که در همان وهله اول برخورد مشاهده می‌شد صداقت و خلوص و پاکی نیت و سادگی و بی‌آلایشی او بود که برای دوستانش می‌توانست درس بزرگ باشد و این‌گونه هم بود. گاهی شهدا بعضی اخلاقت پسندیده واله دارند که بعد از شهادتشان با کنار رفتن پرده از جلوی چشمانمان به آن‌ها پی می‌بریم ولی گاهی هم در زمان حیاتشان هویدا هستند. شهید عزیزمان بیشتر خصوصیت دوم را داشتند و بسیار دیگران را مجذوب رفتارها و اخلاقت خود می‌کرد و به‌راستی مصداق تخلقوا با خلاق الله ... بود.
او اغلب اوقات آیاتی از قران مجید و اشعاری عرفانی را زمزمه می‌کرد و بدین طریق دوستانش در هنگام ملازمت با او از او کسب فیض می‌نمودند.
به خاطر نداریم که کسی تابه‌حال از او گله و شکایتی کرده باشد چه در زمان حیاتش و چه بعد از شهادتش همه از او به‌خوبی یادکرده و می‌کنند. او چهره‌ای نورانی و عرفانی داشت و به‌وضوح عشق و علاقه وافر او به شهادت و رسیدن به لقا الله در او نمایان بود و این سخن بعد از شهادتش نیست بلکه حرفی است که گاه‌گاهی در بین دوستان و نزدیکان و در زمان حیات پر بارش زده می‌شد.
شهید بزرگوارمان برای خانواده‌اش دلسوزی مهربان ˛ برای دوستانش معلمی بزرگ و برای همه الگو و نمونه‌ای بارز از جهت خصوصیات خداپسندانه بود.
او که همیشه سعی می‌کرد ازنظر معنوی، فکری، مادی و غیره خانواده‌اش را بی‌نصیب نگذارد و تلاش زیادی در این رابطه می‌کرد؛ با اینجا از درس خواندن و جهاد درراه خدا که هر دو خصلت‌های مردان خدا هستند نیز غافل نبود.
در هنگام حضورش در جبهه، دوستان او خاطرات فراوانی از عبادات شب و روزش بازگو می‌کنند که صحبت از آن‌ها از حوصله این چند سطر خارج است. او در حین رزم در پیداهای نبرد در کنکور سراسر شرکت نمود و در رشته ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز پذیرفته شد و بدین ترتیب بار دیگر احساس مسئولیت خود را در قبال جامعه در جبهه علم و دانش به اثبات رسانید. از همان ابتدای ورودش به دانشگاه از آنجایی که روح او با تعالیم اسلامی و زهد و تقوا گره خورده بود از بعضی نا به سامانی‌ها اوضاع بد و غیره اسلامی دانشگاه از جمله عدم رعایت کامل اخلاق اسلامی عدم وجود ملاک صحیح در گزینش دانشجو و نیز نبودن معنویت کافی در دانشگاه شکوه و شکایت می‌کرد.
با وجود اینکه مدت کمی در دانشگاه حضور داشت اما دوستان و حتی بعضی اساتید خاطرات زیادی از او به یاد دارند. از جمله یکی از اساتید ابراز می‌دارند که شهید مرتضی افراز اولین و بیشترین کسی بود که در مورد مناسبت‌های مذهبی مقاله نوشته و در کلاس درس می‌خواندند و با این حال مصرانه از استاد می‌خواسته اند که نمره‌ای برای او در نظر نگیرند تا شاید موردقبول حق واقع شود. آری این خصلت مردان پاک و مخلص خداست که این‌گونه باشند و کارهای خود را جز برای کسب رضای او انجام ندهند و این ما هستیم که باید از این همه اخلاص و فداکاری درس بگیریم.
 شهید مرتضی هنگام تحصیل در دانشگاه نیز به یاد جبهه و جنگ بود و او که تشنه فعالیت درراه خدا و شهادت بود طاقت نیاورد و دوباره در تعطیلات میان‌ترم به‌سوی جبهه شتافت و بالاخره هم در عملیات پیروزمندانه بدر به خواسته دیرینه خود که البته همیشه خود را نالایق آن می‌دانست یعنی شهادت دست‌یافت و به وصال حق نائل آمد. آری جسم او رفت و ما تنها با اعتقاد و ایمان به حیات باقی و حکمت‌های الهی است که فقدان او را می‌توانیم تحمل‌کنیم و امیدواریم خداوند شفاعت او را نصیب ما بگرداند.

وصیتنامه

((واستعینوا بالصبر و الصلوه فانها الکبیره الا علی الخاشعین)) بقره/45
ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است. رحمتش را بر بنده‌اش در دنیا و آخرت واسع است. سپاس از آن خداوندی است که مرگ را بر بنده‌اش آسان می‌گیرد و با نام خود غزل رفتن برای روح او به صدا در می‌آورد.
برادرانم! اکنون که عزم کرده‌ام این پیک را برای شما بنویسم جمعه شب 17/12/63 می‌باشد و میان من و شما فاصله‌هاست، هم دوری مکانی و هم از بعد زمانی اگر از دومی صرف نظر می‌کردم شاید می‌توانستم دردهایم را از روی صحنه دل به ذهن شما انتقال دهم و شاید هم دردی از زخمیان هم با خود داشته باشم. ((البته دارم، منظور افراد بیشتر است))
و اکنون که این نوشتار را به این کاغذ منتقل می‌کنم خدا می‌داند که به دست شما می‌رسد یا نه ولی آنقدر آگاهم که روزی شما بزرگ خواهید شد و مسئولیت‌های اجتماعی را با وجود خویش حس خواهید کرد و آن زمان را به یاد می‌آورم که عاقبت نامه تلخ مرا به دست خواهید گرفت و به کنجی رفته و مشغول مطالعه آن خواهید شد؛ و آن زمان وقتی است که کاسه صبر زمان برای رشد و ترقی فکری شما مهیا شده است و بر گذشته خویش اشک تأسف خواهید ریخت ولی افسوس که زمانه نوجوانی و جوانی به شما مهلت تفکر و تدبر در زندگی فردی و اجتماعی و مکتبی و دینی خویش را به شما نداده است. همان‌طور که به من هم نداده بود. دستی بر محاسن خواهید کشید و آهی سرد بر آن چیز که از دست شما رفته است خواهید خورد و بر غافل بودن از این اوقات گران‌بها حسرت خواهی خورد و اگر کسی به این مسائل علم داشته باشد ولی به فکر اصلاح و پیشرفت نباشد بسیار راه خسران و زیان پیموده است. اگر دیوانگی نباشد بیهودگی است.
اولین چیز که برای شما می‌نویسم این است که ملیت ما اسلام است. این چیز پربرکت است که عامل اصلی عزت و حیثیت ما شده است و ما را در تمام چهار چوب زندگی حفظ کرده است و آن ملیت‌های کاذب که گاهی همچون شعله‌های سرکش در انسان فوران می‌کند آتش است و شیطان که باعث بر هم ریختن قوانین و سنن سالم و ارزشی اسلام و انسان می‌شود و اختلافات و نزاع‌ها گاهی از این گوشه تحریک می‌شوند. ملیت‌های کاذب و انحرافی همیشه انسان را محصور و محدود در این جهان نگاه می‌دارند، مخرب آخرت انسان که دار قرار اوست می‌شود و زندگی جاودانی را زائل می‌کند.
برادرانم! به شما سفارش می‌کنم که بهتر است در این امر بیشتر بیندیشید و آنچه را مصلحت خویش می دانید خط و مشی خویش قرار دهید.
امر دیگری که قرار است برای شما بنویسم این است شما بهترین خدمتی که می‌توانید به اسلام بکنید این است که اسلام را بشناسید در قوانین و دستورات و مسائل آن بسیار دقت کنید. اگر یک فرد مسلمان نظام ارزشی مکتب خویش را نشناسد و به قدر و منزلت آن علم نداشته باشد و دوران زندگی و سختی‌ها را در پیش روی خود مشاهده کند تاب مقاومت نمی‌آورد و کار او به بی هدفی می‌کشد و این امر برای یک فرد مسلمان و اجتماع مسلمین خطر بزرگی است و کار به آنجا می‌کشد که گفته‌اند چنین مسلمانانی بهترین خدمتشان به اسلام این است که بگویند ما مسلمان نیستیم و جهل ریشه هر دردی می‌تواند باشد. (امیدوارم که خداوند ما را از این نوع مسلمین بری گرداند)
و از طرفی دید، این خواست قداره بندانی است که اسلام سد راه تجاوز و تعدی آن‌هاست. آن‌ها می‌خواهند که ما به قدر و منزلت خویشتن جاهل باشیم. در نتیجه با بسیاری از دسیسه‌های دیگر، اگر در زیر دست و پایشان تجلیل نرویم حتماً بر گرده ما سوار می‌شوند و شلاق به ما می‌کوبند همان‌طور که در کشورهای مسلم دیگر می‌کوبند.
انقلاب موقعیت زمانی را برای همه مسلمین آماده ساخته است. در انتظار همت والای شما غزل دعوت برایتان می‌خواند. گوش آشنا می‌خواهد و عزم راسخ و صبر و استقامت فراوان. برادرانم! اگر چشم بصیرت را باز کنید خواهید دید در این آتش و دودی که سراسر کره خاکی را فرا گرفته است و در هر نقطه غائله ای برپا شده است و غوغا می‌کند مسلمین هیزم آن هستند و بیگانگان از آن استفاده می‌کنند و اگر درست دقت ریشه این مصیبت‌ها در جهل است و اکنون شمایید که می‌توانید این تجارب تلخ را که در طول نفوذ استعمار بر جوامع مسلمین کسب شده است. دریغا اگر استفاده درست نشود. در این راه اگر که انتخاب کنید مشکلات بسیاری دامن گیر انسان می‌شود و این مشکلات و موانعی که دشمنان به سر راه می‌اندازند و بسیاری از دوست‌های نادان نیز آب به آسیاب دشمن می‌ریزند. تنها کسی که می‌تواند از اسارت و بردگی علائق بیرون آید و هم بر سدها و موانع خارجی غالب آید مؤمن است که از آهن آبدیده نیز محکم‌تر است که اگر او را بکشند و زنده کنند و دوباره بکشند و بعد زنده کنند و دوباره بکشند و بعد زنده کنند قلب او تغییر نمی‌کند، آری اگر مؤمن باشید صد در صد بر این مصیبت‌هایی که در جهان فائق می آبید.
برادرانم، همان‌طور که عرض کردم شناخت اسلام مهم‌تر از همه‌چیز است و لازمه ایمان به آن تعبد محض است حتی اگر علیه انسان باشد.
در علوم اسلامی و قرآنی سخت بکوشید که زیربنای تمام علوم دیگر است اگر بدانید فلسفه و مطلبی که در این علم تحقیق شده‌اند؛ و بعد علوم دیگر بخصوص طب و ریاضیات که اکتساب آن‌ها شاید برای جوامع مسلمین کنونی حیاتی باشد.
((به خود و جامعه دریوزه خود رحم کنید کمر همت ببندید و جهانی را از این مصائب نجات دهید اگر شما تصمیم به دگرگونی وضع اجتماعی خویش داشته باشید خدا بسیار کمک خواهد کرد))
برادرانم! این را بدانید که مبارزه با جهل و اکتساب علم هدف نیست بلکه وسیله است برای رسیدن به فلاح و رستگاری و کمال رشد و تکامل انسان. دلیل رسیدن به کمال و فلاح انعطاف پذیری محض و تعبه مطلق در راه هدف و برای هدف است و معنای این سخن این است که برای انجام امر واجبی که به گردن تمام است هیچ چیز نباید جلو انسان را بگیرد و آن‌ها که به انگیزه خدمت به آینده مشغول درس و مشق و مدرسه شده‌اند و جبهه را ترک می‌کنند بدانند که برای آینده انقلاب نیز فایده نخواهند داشت.
آری برادرانم! کسانیکه می‌توانند اکنون خادم انقلاب باشند ولی از انجام خدمت خودداری کنند در آینده نیز خادم انقلاب نخواهند بود. در نتیجه اینان باید به خویش و زندگی خویش بنگرد که چه چیزی بر او واجب است.
برادرانم! مسئله مبارزه با جهل را که مطرح کردم این است که ما آگاهانه خدمت کنیم و راه را از چاه بشناسیم و خدای نکرده روح خشک مقدسه‌های بی سواد احمق در ما زنده نشود و آن وقت دوران ضربه به مولا حضرت امیر (ع) بر جامعه ما تکرار نشود. تمام این مسائل صفحه ای از مثنوی قطوری است که تو خود آن را از روح‌های بزرگ خویش خواهید خواند.
برادرانم! درست است که در مورد علم و ایمان خیلی سفارش کرده‌ام ولی موضوع اصلی این است که گرچه نسبت به تمام مسائل باید از طریق علم و فلسفه وارد شد ولی نسبت به مسائل عبادی از راه محبت و عشق باید وارد شد و جوهر حرکت عبادی ایمان و محبت عشق به عبادت است و ارتباط با مبدأ فیض است که انسان را انسان می‌کند و او را عزت و کرامت آخرت و دنیا خواهد داد و از این راه می‌توانید به علوم آشنائی یابید.
برادرانم! این را بدانید که بنده خدا هیچ وقت از عبادت خدا سیر نخواهد شد این مقام نصیب کسی خواهد شد که کثیر العباد باشد. متأسفانه این آرزو با به گور خواهم برد.
برادرانم! نسبت به این سفارش باید تیزهوش و تیزگوش باشید و دشمنان نشسته‌اند و از کوچک‌ترین ضعف و سستی ما حداکثر استفاده را می‌کنند. اکنون موقعیتی است که دشمنان زمینه این ضربات را فراهم می‌کنند و گاه و بیگاه دوستان جاهل بیگانگان را در این راه همراهی می‌نمایند و آن هتک و شکستن حرمت شعائر الهی و اسلامی است. نماز و روزه و ماه رمضان و فروع دین محرم و صفر و تاسوعا و عاشورا. دیگر از مهم‌ترین شعائر اسلامی حجاب است برای مردان و زنان. تمام این‌ها از شعائر الهی می‌باشند که اجرای این‌ها باعث تربیت روح‌های بزرگ و انسان‌های والا خواهد بود و پاره کردن برده این شعائر باعث از بین رفتن حرمت انسان و اجتماع و اسیر مطامع دنیوی شدن و در نتیجه سقوط انسان و اجتماع خواهد بود و کشنده انسان است اگر این شعائر از بین برود حتی در لفظ شعار، وقتی در جائی با بچه‌ها بودم دوست داشتم شعاری گرفته شود که معنای مفهوم و از عقاید و مقدساتمان سرچشمه گرفته باشد و این شکایت من بود از دوستان نادانی که معنای حرف ما را نتوانستند بفهمند. ان‌شاءالله بعداً به راه خواهند آمد و لو به شلاق زمان.
آری برادرانم! چنان که گفته‌اند اگر نتوانی نسبت به خلق نیکوئی کردن لااقل بد خویش را از ایشان باز دار.
امیدوارم در اولین فرصتی که استدراک این نامه برایتان مقدور باشد آن را با چشم بصیرت بخوانید و بعد می‌خواهید دانست که چقدر نگران این امانت‌ها هستم. شعائر اسلامی باید حفظ شود. یک میلیارد مسلمان اکثراً در گیجی ضربات لگدهای استعمار به سر می‌برند. بسیاری از گرسنگی و فعلگی از نقاطی از جهان می‌نالند و منتظر شما که افکار و ابزار سالم دارید هستند. آیا دوست ندارید یاری دهید آن کسی را که انتظار یاری از شما دارد؟ اگر که پاسخ منفی است پس انتظار رحمت خاص و مغفرت الهی را نباید داشت. در صورتی که مطمئنم که چنین نیست. هر روز جمعی از انسان‌ها در مساجد به آتش کشیده می‌شوند جرمشان این است که حق می گویند و پیرو اسلام هستند. اگر نسبت به این مصائب که گر بیانگر مسلمین جهان است متعهد و مسئول بودید دلیلش آن است که نماز خوانده‌اید وگرنه خیر.
طوری زندگی کنید که اگر قرار است بسوزید لااقل بسازید و روشنائی‌بخشید و احسن باشید نه اینکه مانند یک هیزم نیمه سوخته که آتش و شعله نداشته باشد و دود می‌کند.
این مجملی بسیار ناچیز است از حدیث بزرگ مشکلات که شما می‌توانید با همت والای خویش صد برابر این‌ها اگر باشند به جان بخرید.
از پروردگار رحمان برای همه شما پیروزی و موفقیت در امور الهی‌تان را مسئلت می‌کنم.
انالله و انا الیه راجعون
امیدوارم مرا ببخشید 17/12/63

گالری

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور