سایت شهدای نخبه و دانشجو

محمودرضا انوری

مشخصات شهید

  • نام: محمودرضا
  • نام خانوادگی: انوری
  • نام پدر: علی احمد
  • تاریخ تولد: جمعه, 20 آبان 1345
  • شماره شناسنامه: 4223
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: اهواز
  • تاریخ شهادت: چهارشنبه, 14 اسفند 1364
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مهندسی عمران
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

خلاصه زندگی نامه

شهید محمود رضا انوری در روز سوم شعبان متولد شد. در کودکی فردی بسیار باهوش بود بطوری که یک سال زود تر از موعد مقرر به مدرسه رفت. او از 12 سالگی شروع به خواندن نماز و گرفتن روضه کرد. شهید سعید برای اولین بار در عملیات رمضان به جبهه رفت و بعداً در چند عملیات دردیگر از جمله وافجر 3 و والفجر 4 حضور داشت. شهید سعید در عملیات والفجر 4 از ناحیه کف پای چپ، پنچه، مثانه و زانوی راست شدیداً مجروح شد. علی رغم حضورسه ساله شهید سعید در جبهه ها و افت تحصیلی در دروس دبیرستان، توانست دیپلم خود را بگیرد و در همان سال در دانشگاه سراسری پذیرفته شود. شهید سعید هیچگاه از نبرد در راه اسلام و میهن خسته نمی شد و با اینکه دچار مجروحیت شده بود باز هم به جبهه می رفت. او بارها بخاطر عدم جلوگیری خانواده از رفتن وی به جبهه، بدن اطلاع میرفت ولی آخرین بار، در واقع اولین باری بود که با بدرقه کامل همراه بود. شهید سعید به رشته خود(مهندس عمران) علاقمند بود و تقریباً یک ترم در دانشگاه درس خواند. او همواره سخنان یکی از دوستان شهیدش را تکرار می کرد و معتقد بود در شرایط کنونی انسان باید ا ز دانشگاه جبهه فارغ التحصیل شود. شهید سعیدفرمانده دسته بود و به همراه همرزمانش پس از فتح فاو مسئول نگهداری خط اول دریاچه نمک بودند،و در این هنگام هدف دو گلوله پی در پی خمپاره قرار گرفتند و شهید سعید  از ناحیه سر مجروح شد، و پس از دو روز در بیمارستان اهواز در1364/12/14 به شهادت رسید و جسم خسته و زخمی اش پس از سه سال نبرد آرام گرفت.

وصیتنامه

بسم‌الله الرحمن الرحيم
ان الله شتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجند يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون عدا عليه حقاّ في تورات و الانجيل و من اوفي بعهده من الله فتبشرو و يبيعکم الذي بابعتم و ذلک هوالفوز العظيم
بنام خداوند شهدا و صالحين و با سلام و درود بر قطب جهان، امام زمان روحي و ارواحنا له الفداه و با سلام و درود به نائب بر حق و يگانه مرجع و رهبر زمان و با سلام و درود به‌تمامی شهداي راه اسلام از هابيل تا حسين و از حسين تا شهداي عمليات اخير و با درود به رزمندگان اسلام و سربازان امام زمان و با سلام به خانواده و پدر و مادر عزيزم که نوزده سال تمام سعي در بهتر نگه‌داشتن امانت خود بودند تا اين امانت را به خداي خويش تحويل دهند.
خدايا اميدوار هستم که توانسته باشم تا حدي حق پدر و مادرم را ادا کرده باشم و رضايت شمارا جلب نموده باشم و از شما اي پدر عزيز و مهربان که عمري مديون شما بودم حلاليت می‌طلبم و ان‌شاءالله که خداوند اين حلالیت‌ها را قبول نمايند که به این‌ها محتاجيم. پدر و مادرم از نبودن ظاهري من در جمع خودتان ناراحت نباشيد و بی‌تابی و بی‌صبری نکنيد و با مدنظر داشتن آيه مبارکه که می‌فرماید: انا لله و انا اليه راجعون با صبر و تحمل خودتان اولاّ اجر و پاداش خودتان را در نزد خدا هر چه بيشتر کنيد و ثانياّ دشمنان اسلام و امام عزيز را، خوار گردانيد و خوشحال باشيد که مورد لطف خدا قرارگرفته‌اید و لياقت اين را داشته‌اید که از خانواده شهدا باشيد و خداوند فرزند شمارا قبول کرده، مورد شفاعت نيز قرار خواهيد گرفت و همچنين از برادر بزرگ‌ترم و برادر کوچک‌ترم و خواهرم حلاليت می‌طلبم و اميدوار هستم که از من راضي باشند. اي همه‌کسانی که اين نامه را می‌شنوید و يا می‌خوانید بدانيد که آگاهانه و از روي عقيده و مرام به اين راه قدم گذاشته‌ام خوشحال هستم که جان ناقابل خود را درراه حفظ اسلام و اعتلاي مذهب فدا کرده‌ام و اگر در طول زندگي کوتاه خود خدمتي به اسلام نکردم شايد که با ريختن خونم بتوانم خدمتي به اسلام کنم و چون خود را شيعه علي و حسن و حسين می‌دانم و سرورم حسين (ع) نيز می‌گوید:
ما در دامان کرامت آقائي پرورش‌یافته‌ایم و سيادت و سروري در روح و جان ما موج می‌زند و عزت به ما حکم می‌کند که براي مرگ آغوش بازکنیم  آري خود را رهرو حسين می‌دانم و سرباز امام زمان.
با تو پيمان بسته بودم که تاآخرین‌نفس بر عهد خويش استوار باشم و شکر که با شهادت خود اين امر را ثابت کردم خدايا غوغاي بهشت را می‌بینم که باريکاني ها، خوشنوازها، صالحي سرشتها، کماليها، رضایی ها و کاثانيها با نفس‌های مطمئن و راضي از پيمان خود در سراي پاک تو خوشحال هستند و با نگاهي ديگر می‌بینم که جوانان ما در جبهه‌های اسلام منتظران شهادت‌اند.
باران‌ها تو خود می‌دانی که اين جوانان ازخودگذشته و خانه و کاشانه و دوست و همه بندها و علائق را رها کرده و براي حفظ اسلام به ياري امام خود و ولي امر تو شتافتند و به نداي هل من ناصرا ينصرني حسين زمان لبيک گفته‌اند، پس خدايا تو خودت به اين مؤمنین درس تقوي و پرهيزکاري بياموزد و در میدان‌ها نبرد چنانشان کن که دشمن را حقير و ذليل بدانند و اگر قلم تقدير تو شهادت‌نامه ايشان را امضاء کرده ابتدا مزه فتح را به ايشان بچشان تا دشمنان تو را به خواري و ذلت بنشانند. خدايا دلم پردرد است ولي زبانم الکن است و نمی‌توانم حق مطلب را بر روي کاغذ بياورم ولي تو خود از دل من آگاهي. خدايا تو خودت یک‌لحظه ما را به خودمان وا‌مگذار و هرلحظه و هر آن هر عملي که می‌خواهیم انجام بدهيم رضاي خود را نصب العين ما قرار بده و در امورمان یاری‌مان کن. خدايا به محمد (ص) بگو که مسلمينش چگونه بابت پرستان زمان می رزم‌اند به علي (ع) بگو که شيعيانش چگونه با منافقين زمان می‌جنگند و به حسين (ع) بگو که شاگردانش چگونه بایزیدیان زمان پيکار می‌کنند و درس ايثار و فداکاري می‌آموزند و به امام عصر (عج) بگو چگونه سربازانش کفار زمانه را قلع‌وقمع می‌کنند و هرلحظه منتظر ظهور سرور خود می‌باشند.
خدايا تو بافضل خودت تاکنون با اين بنده روسياه رفتار کرده‌ای و به فضل تو بود که لايق اين شديم که در جمع بندگان مخلص تو حضور يابيم، بار خدايا دوباره بافضل خودت با من رفتار کن و مرا آن‌چنان کن که لياقت شهادت داشته باشم و شهيد راه اسلام شوم.
خدايا به خانواده شهدا صبر عنايت بفرما
خدایا تا انقلاب مهدي، خميني را نگهدار
                                                                محمود رضا انوري

گالری تصاویر

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور