سایت شهدای نخبه و دانشجو

علي مدد آقاجانی زاده گودرزی

مشخصات شهید

  • نام: علی مدد
  • نام خانوادگی: آقاجانی زاده گودرزی
  • تاریخ تولد: پنج شنبه, 19 آذر 1332
  • محل تولد: بابل
  • محل شهادت: دزفول
  • تاریخ شهادت: پنج شنبه, 16 دی 1361
  • محل تحصیل: دانشگاه خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: مخابرات
  • مقطع تحصیلی: لیسانس

خلاصه زندگی نامه

شهيد علي مدد آقاجانی زاده گودرزی به سال 1332 در روستايي درزيکلاي آخوندي از توابع بابل به دنيا آمد .در سن 8 سالگي به مدرسه رفت که به علت داشتن سواد عربي و خواندن قرآن کلاس اول ابتدائي را امتحان داده وارد کلاس دوم شد ، او استعداد عجيب و اخلاق نيکويي داشت که باعث ايجاد محبت در دل دوستان و معلمين مي شد. در همين دوران علي مدد مبتلا به بيماري سختي ميشود که با عنايت پروردگار پس از 6 ماه شفا مي يابد در اواخر دوران ابتدائي از معلمين و برادراني که در محله هاي همجوار بودند جهت تشکيل جلسات مذهبي دعوت مي کرد.
خاطرات دوران قبل از دانشگاه
شهيد علي مدد پس از دريافت ديپلم در سال 1353 عازم خدمت سربازي شد و دوران سربازي را به پايان رسانيد. بعد از خدمت سربازي در سال 1355 در بيمارستان آيت الله گلپايگاني قم در بخش راديولوژي مشغول به کار شد و هميشه با خودش مي گفت بايد به درس خود ادامه بدهم در همان ايام به اتفاق دوستش جهت اعزام به هندوستان براي تحصيل از سفارت خانه هند بنا به شرايط آن زمان اجازه خروج از کشور و تحصيل در يکي از دانشگاه هاي هند را دريافت مي کنند .2يا 3 روز بعد هر دوي ايشان توسط مامورين ساواک در تهران دستگير شدند و پس از مدت دو ماه گذراندن در زندان اوين آزاد مي شود ولي دوستش در زير شکنجه ساواک به شهادت مي رسد. رژيم طاغوت شرط ادامه تحصيل او را در هندوستان منوط به همکاري شهيد با حکومت وقت دانست که علي مدد آن را نپذيرفت  از رفتن به هند منصرف شده و در سال 1356 دردانشگاه مخابرات قبول شد.
شهيد آقاجان زاده در پيروزي انقلاب دوشادوش امت مسلمان ايران فعاليت زيادي داشت پس از پيروزي انقلاب از طرف جهاد دانشگاهي دانشکده مخابرات به شهرستان بابل انتقال يافت (البته اين ايام در مدت تعطيلي دانشگاهها بود) و با داشتن مدرک سال دوم دانشکده در اداره مخابرات شهرستان بابل مشغول به کار شد. علي مدد در اداره مخابرات روحيه خاصي به کارمندان مي داد و با داير کردن کلاس درس عربي و آموزش قرآن در نمازخانه اداره مخابرات که توسط يکي از اساتيد عربي شهرستان بابل تدريس مي شد فعاليت خود را آغاز نمود که اين کلاس اکنون هم ادامه دارد.ماموريتي که اداره به ايشان محول مي نمود با دل و جان مي پذيرفت و در اين ماموريت حق الزحمه دريافت نمي کرد مي گفت الان موقعي است که بايد خدمت کرد و در اين ماموريت تا ساعت 12 شب حتي گاهي 2 صبح کار مي کرد.
يکي از افراد بر پا کننده دعاي کميل در محل بود و در پيشبرد اهداف بسيج سعي فراوان داشت. و چون جنگ تحميلي آغاز شده بود از طريق بسيج به جبهه اعزام شد و در جبهه سوسنگرد انجام وظيفه کرد پس از آن دوباره توسط ارتش جمهوري اسلامي وقتي که منقضي خدمت سال 55 را به خدمت فرا خواندند . مدت شش ماه احتياط را در کردستان گذراند.
ماموريتي در کرد کوي مازندران داشت که با اعلام پيام امام جهت رفتن به جبهه ،همان روز از اداره مخابرات تلفني اجازه جبهه را گرفت در حين رفتن به جبهه مادرش به او گفت شما دو بار اعزام شده ايد باز هم قصد رفتن به جبهه را داريد؟ گفت: مادرجان شما پنج پسر داري يکي را خمس بده چه اشکالي دارد . و در مورخه 22/9/61 به جبهه اعزام شد.
شهيد علي مدد با مشاهده جنايت صدام هميشه مي گفت حيف و ننگ است براي آدمي که از اين به بعد در رختخواب بميرد. مي گفت مادر جان اگر من شهيد شوم مبادا به عنوان مادر شهيد اظهار ريا بکني که مادر شهيد هستم و مرا در پيش خدا و پيغمبر خجل کني و امروز بر عهده ما هست که جنگ را به دوش بکشيم.
دو سه روز قبل از شهادت که به شهر دزفول آمد با يکي از دوستانش تماس گرفته و مي گويد از دفتر آيت الله منتظري سوال کنيد که با اين موقعيت که دانشگاه در حال بازگشائي است من مي توانم جبهه را ترک کنم و در کلاس درس حاضر شوم دوستانش پس از تماس با دفتر امام جواب را برايش تلگراف کردند.
مي گفت ما در اين دنيا مهمان هستيم چرا به اين مهماني اين قدر دل ببنديم بايد هر چه زودتر سعي کنيم به خانه اصلي خودمان برويم.
صبح روز پنج شنبه 10/10/61 گلوله توپ يا خمپاره اي نزديکي علي مدد اصابت مي کند که از ناحيه پا او را مجروح مي کند و در اثر گلوله  ديگر موج انفجار به سر علي مدد اثر کرده و از گوشش خون زيادي جاري مي شود .در لحظات آخر از برادران همرزمش اظهار رضايت کرده و حلاليت مي طلبد پس چشمها را بسته و "يا مهدي ادرکني " را زير لب زمزمه مي کند و در اين حال از هوش مي رود و در راه رسيدن به بيمارستان به جمع شهدا مي پيوندد.

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور